منوی سایت
آدرس کانال تلگرام

.در کانال تلگرام با ما همراه باشید

جمله روز

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند؛ اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند

تقویم
شنبه 14 تیر 1399 00:36 ق.ظ
اختلال افسردگی
همه انسان ها در مقطعی از زندگی خود احساس افسردگی می کنند و معمولا می توانند علت این افسردگی را به رویدادهای مشخصی ربط بدهند. در ایجاد افسردگی دو نوع رویداد اهمیت ویژه دارند: فقدان ( از دست دادن) و شکست.  تجربه هایی مثل از دست دادن شغل یا فوت بستگان نزدیک می توانند باعث آغاز دوره ای از غم، خمودگی، و تکرار دایمی بعضی افکار منفی شود. همچنین شکست ها مثل رد شدن در امتحان یا عدم موفقیت در قانع کردن فرد مورد علاقه برای ازدواج نیز می توانند به نومیدی و ایجاد احساسات و افکار منفی (مثل بد بینی و خودتردیدی) منجر شوند. اکثر مردم می توانند این احساس منفی را در عرض چند روز یا چند هفته از بین ببرند و به زندگی عادی خود بازگردند. اما برای بعضی از افراد علایم افسردگی به مدت طولانی باقی می مانند و در همه جوانب زندگی از جمله جنبه های  هیجانی، رفتاری، شناختی، فیزیکی نفوذ می کنند. گاهی علایم به میزانی شدید است که باعث می شود فرد نتواند کارهای عادی زندگی روزمره خود را به خوبی انجام دهد. و گاهی نیز بسیار بیشتر از آنچه انتظار می رود طول می کشد.
علایم افسردگی در زمینه های زیر نمود پیدا می کنند:
  1. علایم هیجانی و انگیزشی
تجربه های هیجانی افسرده منفی هستند و دیگران آنها را معمولا غمگین، نومید، پریشان، محزون، بی نشاط و دلسرد توصیف می کنند. این افراد زود به گریه می افتند و دوره های گریه کردن آنها نزدیک به هم و فراوان هستند. به ندرت پیش می آید که هیجان های مثبت یا لذت بخش داشته باشند. آنها حس طنز( شوخ طبعی) را کاملا از دست می دهند به ندرت لبخند می زنند. اضطراب نیز معمولا به همراه افسردگی وجود دارد که ممکن است نشان دهنده این واقعیت باشد که یک عامل واحد باعث می شود فرد چند نوع هیجان منفی را به طور همزمان تجربه کند. افراد افسرده معمولا بی انگیزه هستند. مثلا علاقه خود را به کارهایی که تا قبل از ابتلا به افسردیگ از انجام دادن آنها لذت می برند از دست می دهند. این افراد در تعامل با دیگران یا انجام دادن کارها پیشقدم نمی شوند و رفتارهای عادی و آزادانه ندارند. یعنی برای انجام دادن هیچ کاری انگیزه درونی ندارند و باید تحت محرک های خارجی قرار بگیرند تا کاری را انجام دهند ( مثل فشار از طرف دیگران یا وظایف زندگی). آنها دایما اعلام می کنند که دیگر هیچ چیزی برایشان اهمیت ندارد و از کارهای لذت بخش گذشته لذت نمی برند. عدم پیشقدم شدن در کارها ممکن است به صورت انزواطلبی اجتماعی ظاهر شود. افراد افسرده مرتبا می گویند که نمی خواهند از جای خود تکان بخورند و دوست دارند تنها باشند. از تمایلات جنسی آنها نیز به شدت کاسته می شود.
 
  1. علایم شناختی
افراد افسرده معمولا احساس بی فایدگی، خلا تهی بودن و نومیدی دارند، اما علاوه بر اینها بعضی افکار و ایده ها با علایم شناختی به وضوح با واکنش های افسردگی مرتبط هستند. مثلا فرد افسرده درباره توانایی ها ی خود باورها بسیار بدبینانه دارد، معتقد است که دیگران نمی توانند به او کمک کنند و مطمئن است که آینده ای تیر و تار در انتظارش است. افراد افسرده معمولا خودشان را به بی عرضگی و بی لیاقتی متهم می کنند. از خودشان عیب و ایراد بیجا و غیرمنطقی می گیرند، خودشان را مسخره و تحقیر می کنند. بسیاری از افراد افسرده فکر می کنند که مرگ آنها به نفع اطرافیانشان است و به خودکشی فکر می کنند. سایر علایم شناختی عبارتند از ناتوانی در تمرکز حواس و ناتوانی در تصمیم گیری سریع و آسان است. این افراد تفکر غلط، اشتباه و ناقص دارند، یعنی باورهای غیرمنطقی یا ناموجهی در ذهنشان وجود دارد که معمولا به تصمیم گیری های بد منجر می شوند.
 
  1. علایم رفتاری
علایمی از جمله آهسته شدن گفتار و رفتار در این افراد دیده می شود. افراد افسرده با جملات کوتاه به دیگران جواب می دهند. آنها از لحاظ فیزیکی غیر فعال هستند، ساعت ها در رختخواب می مانند و به طور دایم احساس خستگی، بی رمقی و کمبود انرژی دچار می شوند. به نظر می رسد که حتی کوچکترین کارها انرژی زیادی از آنها می گیرد. کند شدن همه حرکات بدنی، ژست های بیانی و واکنش های خودجوش، کم تحرکی روانی- حرکتی نامیده می شود. آنها جملات را به کندی بیان می کنند، حرکات بدنی آنها آهسته است، آهسته فکر می کنند. قبل از پاسخ دادن به سوال مدتی طولانی وقفه ایجاد می کنند. با صدای کوتاه حرف می زنند. هم محتوا و هم مقدار حرف هایشان اندک است یا اصلا حرف نمی زنند و دیر واکنش نشان می دهند. کم تحرکی روانی-حرکتی در اکثر افسرده ها مشاهده می شود اما بعضی از افراد افسرده ممکن است حالتی از پرتحرکی روانی-حرکتی  و علایم بی تابی و بی قراری نشان دهند. مثلا نمی توانند یک جا آرام بنیشینند، تند تند راه می روند، دست ها یا سایر اشیا را دایما می کشند ، یا دست های خود را دور هم می چرخانند. سایر علایم رفتاری عبارتند از پوشیدن لباس های شلخته یا کثیف، ژولیدگی موها و اهمیت ندادن به بهداشت و تمیزی شخصی.
 
  1. علایم جسمی
تغییر در اشتها و وزن. در طول افسردگی بعضی افراد ممکن است کمتر یا بیشتر از گذشته بخورند یا لاغرتر یا چاق تر از قبل شوند. آنهایی که پرخوری می کنند ممکن است حتی زمانی که گرسنه نیستند نیز به خوردن ادامه دهند. بعضی دیگر به خوردن علاقه ای ندارند و به همین دلیل اشتهای خود را از دست می دهند. برای آنها خوراکی و غذاهای مختلف بی مزه است. در افسردگی شدید از دست دادن وزن ممکن است زندگی فرد را به خطر بیندازد.یبوست. ممکن است فرد چند روز پشت سر هم به دستشویی نرود.اختلال در خواب. فرد نمی تواند راحت به خواب برود، زود از خواب بیدار می شود. در طول شب چندبار ازخواب می پرد. بی خوابی شبانه دارد و کابوس های زیادی می بیند. همه اینها باعث می شود در طول روز خسته و بی رمق باشد. بسیاری از افراد افسرده از فرارسیدن شب می ترسند زیرا نشان می دهند که یک نبرد خسته کننده برای به خواب رفتن شروع خواهد شد. اما بعضی از افراد افسرده بیش از اندازه می خوابند. آنها با اینکه ساعت ها می خوابند باز هم به طور مداوم احساس خستگی می کنند. اختلال در سیکل ماهانه عادی در زنان . سیکل یا پریود معمولا بیشتر از معمول ادامه می یابد. و زنان افسرده ممکن است یک یا چند ماه پریود نشوند. بیزاری از فعالیت جنسی. بسیاری از افراد افسرده می گویند که برانگیختگی جنسی آنها به شدت کاهش یافته است.
انواع اختلال افسردگی
  1. اختلال افسردگی عمده
      فرد در طول 2 هفته علایم زیر را تجربه می کنند:
  • فرد بیشتر طول روز خلق افسرده و احساس غمگینی دارند و دایما گریه می کنند.
  • علاقه خود را نسبت به تمام فعالیت های روزمره از دست می دهند.
  • به طور چشمگیر چاق یا لاغر می شوند.
  • بی خوابی یا پرخوابی دارند.
  • تقریبا هر روز احساس بی رمقی دارند و انرژی از دست می دهند.
  • توانایی فکر کردن و تمرکز کردن ضعیف می باشد و نمی توانند تصیمم بگیرند.
  • به طور دایم به مرگ و خودکشی فکر  می کنند.
  1. اختلال افسردگی مزمن
افراد مبتلا به اختلال افسردگی دایم تقریبا همیشه به طور مزمن غمگین هستند آنها به مدت چند سال علایمی از جمله خلق پایین، خستگی مفرط، نا امیدی، دشواری در تمرکز حواس، مشکلاتی در خواب و اشتها دارند. اما احساس گناه بی مورد و فکر کردن به مرگ یا افکار خودکشی وجود ندارد.
  1. اختلال عاطفی فصلی
این اختلال بیشتر در فصل زمستان پیش می آید و در بهار و تابستان سال بعد بهبود می یابد. علایم اصلی آن عبارتند از غمگینی، بی رمقی، پرخوابی، اشتهای زیاد و هوس زیاد به کربوهیدرات، پرخوری و افزایش وزن.
  1. سندرم خستگی مزمن
در این اختلال ممکن است هم افسردگی و نوسات خلقی و هم علایم فیزیکی مثل خستگی شدید، درد عضلات، درد سینه، سر درد، حساسیت به نور و صدا دیده شود. گاها به نام آنفولانزای جوانان پردرآمد هم نامیده می شود، زیرا در جوانان شاغل در مشاغل پردرآمد و ساکن شهرها و زنانی که با استرس های شغلی و خانگی درگیر هستند، دیده می شود.
 
  1. اختلال پیش از قاعدگی
مجموعه ای از علایم جسمی و مرتبط با خلق است که در چند روز قبل از آغاز پریودی ماهانه روی می دهد و در عرض چند روز بعد از آغاز قاعدگی بهبود می یابد. بعضی از علایم شامل نوسانات خلقی، افزایش حساسیت به بی محبتی و تحویل گرفته نشدن از سوی دیگران، تحریک پذیری یا خشم، اضطراب و تنش و حالات بی قراری و احساس نومیدی و افکار خود تخریبی می باشد.
  1. اختلال نامنظمی خلقی اخلال گرانه
ویژگی اصلی این اختلال عبارت است از تحریک پذیری دایمی و شدید که به دو شیوه نشان داده می شود: 1.فرد به دفعات (تقریبا 3 بار در هفته) از خشم منفجر می شود و این انفجار خشم معمولا در واکنش به ناکامی روی می دهد و می تواند کلامی یا رفتاری باشد.2. در فاصله انفجار های شدید خشم، فرد به طور دایم تحریک پذیر یا عصبانی است و این حالت اکثر ساعات روز تقریبا هر روز وجود دارد و اطرافیان به راحتی متوجه می شوند.


گردآورنده: افسانه امیری- کارشناس ارشد روانشناسی بالینی